عبدالله مستوفى

170

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تأسيسات جديد ، بخصوص براى قشون و مهمات نايل كرده . و اساس استقلال كشور را استوار و محكم نمايد . چنان كه بعدها خواهيم ديد ، يكى از جهات كاميابى رضا خان سردار سپه در رسيدن بتاج و تخت ، و تحمل اعمال ديكتاتورى ده سالهء اخير سلطنت او ، بر اثر همين هواخواهى مردم از حكومت مقتدر بود كه هروقت ياد بىقدرتى دولتهاى قبل از او ميافتادند ، رفتار او را با همهء منكرى كه داشت تحمل ميكردند . چنان‌كه فعلا هم بر اثر مواجههء با حكومت هاى بىقدرت امروزه ، و هرج‌ومرج اين دمكراسى خودمانى ، و طمع‌ورزى و غرض‌رانى خواص از همه‌جا بى خبر ، و عوام فتنه‌جو ، روزبروز اسف و افسوس مردم ، بر حكومت دورهء پهلوى زيادتر مىشود . و اگر جوانها ، بعد از آرامش بين المللى دست و پاى خود را جمع نكرده ، و اساس متقن و متينى جاى اين بازى خطرناك نگذارند ، شايد در آيندهء نزديكى مردم روز سوم اسفند را منتهى اين بار ، نه بفشار نظميه ، بلكه از روى كمال رضا و رغبت جشن بگيرند ، و بقبول آن وكيل موقع‌شناس « چراغ دست گرفته پى پهلوى بگردند . » ولى من به آنها قول مىدهم هرقدر هم بگردند نظير او را ، نه از حيث اخذ و طمع و نه از حيث هوش و فعاليت و پشتكار پيدا نخواهند كرد . سياست خارجى شايد به نظر ميرسيد ، كه اوضاع سياست خارجى ايران خوب نباشد . از يكطرف ، قرارداد وثوق الدوله اگرچه عملا از اجرا افتاده و وزير خارجهء انگلستان الرحمن فاتحهء آن را هم خوانده است ولى هنوز كابينهء محافظهء كار انگليس ، در جان دادن به آن پافشارى مىكند . و از طرف ديگر ، وعدهء مسالمت بالشويكها ، اگرچه سفير ايران را با بازوى گشاده پذيرفته‌اند ، و سببى ندارد كه دبه دربياورند ، ولى هنوز به نتيجه نرسيده ، طبعا از اين حيث هم نگرانى در كار است . گذشته از اينها ، وجود كشتيهاى روس در آبهاى انزلى ، كه گاهگاه بداخله هم نفوذ كرده ، و كمكهائى بياغيان دولت ، يعنى متجاسرين ميرسانند و متحاسرين كه در انزلى نشسته و با خالى ماندن رشت از قواى دولتى ، هر ساعت احتمال هجوم آنها به اين شهر ميرود وعدهء چند هزار نفرى از قشون انگليس كه از قزوين تا منجيل موقع گرفته ، و به حساب خود ، پشت سر آترياد رشت را كه تا آقابابا عقب‌نشينى كرده است ، دارند ، و به خوبى پيداست كه اگر بالشويكها از كشتىهاى خود خارج شوند و با متجاسرين متحدا به آترياد رشت حمله نمايند ، انگليسها برحسب عادت خود ، جا خالى خواهند كرد ، و راه تهران را براى بلشويكها باز ميگذارند ، نيز چيزهائى است كه مايهء نگرانى مىباشد . ولى باطن امر غير از اينهاست . كابينهء محافظه‌كار انگليس ، اگرچه خيلى خواهان ماساندن قرارداد است ، ولى ملت انگليس با اساس امپرياليزم ضديت مىكند و دولت هم نميتواند براى تقويت اين قرارداد اعمال زور كند ، و از بين رفتن دسته گلى كه آقاى